گرچه از خوردن می لعل لبت رنگین است
به سبب چیست که می تلخ و لبت شیرین است
عهد کردم که دگر می نخورم در غم او
به جز از امشب و فرداشب و شبهای دگر
نه حوصله ی …
نه طاقت انکه دیر دیرت بینم
نه آیی و نه نشسته برمیگردی
در نیم نفس چکنم سیرت بینم
… موی داری نازنین تو آری
***