در نماز تو خدایا تنم می لرزد
چون به لب نام تو آرم سخنم می لرزد
یادم از بار گناه آید و سر منزل خویش
وز غم این ره بی توشه تنم می لرزد
به تابوت از چوبی تاکم کنید
به راه خرابات خاکم کنید
به آب خرابات غسلم دهید
پس آنگه بر دوش مستم دهید
مریزید در گور من جز شراب
نیارید در ماتمم جز رباب
به تابوت از چوبی تاکم کنید
به راه خرابات خاکم کنید
ولیکن به شرطی که در مرگ من
منالد به جز مفتون تار زن
منالد به جز مطرب تار زن
تو خود حافظا سر ز مستی متاب
که سلطان نخواهد خراج از ثواب
به تابوت از چوبی تاکم کنید
به راه خرابات خاکم کنید
***