چَکی چَکی باران بهار شیرین است،
در یاد دارم تو را
شد بیدار در دل غَمی دیرینم(غم دیرینهام)
از ناز لالهزار
بی دیلَم بی دیلَم(بی دِل و قلب هستم)
خنجر زدند بر سینهام جدا کردند ما را
مَهینم آ مهینم(خوار و زبونم) تقدیرم آه همین است
چرا چرا آی چرا
چَکی چَکی باران بهار شیرین است،
در یاد دارم تو را
شد بیدار در دل غَمی دیرینم(غم دیرینهام)
از ناز لالهزار