آی در صف مردان دلیر
شمشیر می باید گرفت
حق خود را از دهان شیر می باید گرفت
بسوخت دگر … شام
به معطل شد عمرمان
…
آی مره گفتی بخوانی
کاست خانه نشانی
ادریس بچه داوود قدر جوانه میدانی
پخته هست و غزل خوان
چپ و راست را نمیدان
جان خرابات هستی
میگم کجا صاحب ز شام
…
شعرایم زیر و زبر
…
***