فتاده ام ز عشقت به دریای غم
بیا و نجاتم بده
پر از درد تو شد دل شاعرم
پر از درد تو شد دل شاعرم
بیا و نجاتم بده
ز عشقت بمیرم به دامت اسیرم نظر کن به حالم غمت کرده پیرم
ز عشقت بمیرم به دامت اسیرم نظر کن به حالم غمت کرده پیرم
به عشقت تباه شد جوانی ز غم
به عشقت تباه شد جوانی ز غم
بیا و نجاتم بده
ربودی ز دستم امید و قرارم
نپرسیدم از تو کجا شد بهارم
ربودی ز دستم امید و قرارم
نپرسیدم از تو کجا شد بهارم
سرم را بخواهی سرم را بخواهی
بگو حاضرم بگو حاضرم
بیا و نجاتم بده
***