آی به مرگ لاله رنگ آمیزی گل شد
آی به جان ما بلا انگیزی عشق شد
اگر این خواب دان را وا شکافی
درونش بنگری خون ریزی عشق
درونش بنگری خون ریزی عشق
بنالم آی بنالم آی بنالم بنالم
دلم را جز تو کس دلبر نباشد
به جز شور تو غم در سر نباشد
آی دل فائز تو همدم میکنی تنگ
تا جای کسی دیگر نباشد
تا جای کسی دیگر نباشد
دلا زار گریم بر تو شاید
که هر جا تیری آید بر تو آید
دل فائز مگر داری تو گوهر
که هر گل رخ خواهد تو را رباید
آی بسوزم آی بسوزم آی بسوزم
مرا هم ساق و هم زانو کند درد
کمر با ساعد و بازو کند درد
به هر روز به تو فائز پیری آمد
جوانی رفت و جای او کند درد
جوانی رفت و جای او کند درد
سر زلف تو جانا لام و میم است
چو بسم الله و الرحمن و الرحیم است
سر زلف تو جانا لام و میم است
چو بسم الله و الرحمن و الرحیم است
به هفتاد و دو ملت برده حسنت
قدم از حجر تو مانند جیم است
قدم از حجر تو مانند جیم است