دخترک جلوه کنان ناز و ادا میکنی
در ایام جوانی مره تباه می کنی
بچه های شهر نکو مره رسوا میکنی
به پیش دوست و دشمن خو خوب بر پا میکنی
برایم بانه نکو بیا که چکر برویم
بند غرقه ی پغمان به یک موتر برویم
گفتم برویم بازار برایت پیرهن بخرم
هر چه فرمایش بدین سر چشمان دلبرم
… سرکت عاشق شدم بی مطلب یار جانی
بیا که دوستی بکنیم با هم رفیقی کنیم
به مثل لیلی و مجنون با هم عاشقی کنیم
آنجا تو یار منی و به دلدار منی
شیرشاه نگاه به … تو خریدار منی
***