هرمان دانند همه سر پا عزیزم تو مهری به مهری
هر جا که نام تو ، توک توک دلم تپد سحری به مهری
ز عشق تو شدم به فراه زدی بر دلم تیر نگاه
مرهم تنهایی در شب سیاه
لبت با لبم غرق گناه تویی مجنون و منم لیلا
مرهم تنهایی در شب سیاه
صدای خنده هات به گوشم حاجتی نیست که می بنوشم
تو خود شرابی مست توام ، ماه طلایی شصت توام
راه ما دور است حالم ناجور است
ساعت بی تو پا لب گور است
سخن تو به جانم قبول است
نازای من از پشت تو زور است
ز عشق تو شدم به فراه زدی بر دلم تیر نگاه
مرهم تنهایی در شب سیاه
لبت با لبم غرق گناه تویی مجنون و منم لیلا
مرهم تنهایی در شب سیاه
ز شهر عشق ما نگو عزم سفر می کنی
شبای خاطرات منه پس سر می کنی
نگو نگو آغوش خود جای دگر می کنی
در عشق خود کشتی مره خون جگر می کنی
دمی دمی حالا کجایی پیشم بیا به جابجایی
از همه کس بیا پنهان ترک چشمت نگیرد
ز عشق تو شدم به فراه زدی بر دلم تیر نگاه
مرهم تنهایی در شب سیاه
لبت با لبم غرق گناه تویی مجنون و منم لیلا
مرهم تنهایی در شب سیاه
***