به دو چشمان سیاه تو قسم
که بدون تو اسیر قفسم
اگر از من بروی بسته شود
از غم هجر تو راه نفسم
ز کدام قصه تو آغاز شدی
به گلوم آتش آواز شدی
روی هر پرده ی آهنگ دلم
شعله ی عشق غزل ساز شدی
فریبا فریبا نگاه چشم زیبا
چه زیبا چه زیبا همان چشم فریبا
امیدی ز فردا به چشمان تو پیدا
ز چشمت هویدا شدی عاشق و شیدا شدی شیدا
بردم از یاد خدایا همه را
هوس غم شکن زمزمه را
ای سبب گار غم عشق ببین
شده این دل به کجا برد مرا
به تو پیوندم و بیگانه ز خود
آبم و خاکم و گه آتش و دود
به همه بیش و کم عمر ولی
خوشی ای خوش تر از عشق تو نبود
فریبا فریبا نگاه چشم زیبا
چه زیبا چه زیبا همان چشم فریبا
امیدی ز فردا به چشمان تو پیدا
ز چشمت هویدا شدی عاشق و شیدا شدی شیدا
فریبا فریبا نگاه چشم زیبا
چه زیبا چه زیبا همان چشم فریبا
امیدی ز فردا به چشمان تو پیدا
ز چشمت هویدا شدی عاشق و شیدا شدی شیدا
***