گپ دل مه و گپ دل تو یکیست
اسم نفس کشیدن د اینجه زندگیست
مه دیدگاه خوده میگم چیزی ره که دیدم
دریای خون روی سرک ، اقارب و دوستان لا درک
صدای گریه و فریاد شنیدم
یکی از دست داده بود مادرش ره به روی چشمایش می کشید چادرش ره
چون که فقط چادرش مانده بود از او، مادر دیگر نبود هرچه میکرد جستجو
حرف دلت را ای هموطن من میزنم ، دردی از زخم دل بی مرهمم
قصه ی تلخ غم و بیچارگی ، مردن در غربت و آوارگی
قصه غمگینه بله خیلی درد داره گرفته ابر از یکسر کشور ماره
فریاد بیوه زن با نصف تن شوهرش بلند به آسمان از سوز جگرش
شوهرش ازش گرفت انفجار لعنتی
حالی زن بدون همدمش چی رقم کنه زندگی
زندگی تلخ اشک و درد و اه
ملت غم شریک منتظر انتها
گریه و آه و فغان از کودکان
ناله ی مادر ز مرگ یک جوان
غصه ی یک زن ز مرگ همدمش
این چه تقدیریست خدا در این وطن
… ملت فلسطین واری با فریاد و اعتراض ما پیش میریم
تسلیم نمیشیم تحت امر مغز پوچ
برای گرفتن حق خود باید کنیم پای لوچ
روز به روز اوضاع وخیم تر میشه
آمار کشته و زخمی بیشتر میشه
گر از تبعیض دور شویم کنیم اتحاد
به امید خدا دشمنه میکنیم بر باد
سالهاست این بغض تلخ شد همدمت
این صدا درمان زخم بی مرهمت
قلب من سنگینه از این درد و غم
سرزمینم سرخه ز خون هموطن
ای خدا این درد را تا کجا باید کشید
تا چه وقت باید وطن را ویرانه و درمانده دید
اتحاد و همدلی راه نجات من و شماست
دست به دست باید دهیم افغانستان شعار ماست
***