بیا که رویه دم رویت بمانم
سر بالای زانویت بمانم
که ماتو (مهتاب) میشود نو به جانم آمده تب
سرم بالای زانویت چی باشه
لبه با لب خوشبویت بمانم
که ماتو (مهتاب) میشود نو به جانم آمده تب
سفید استی دو چشمکای ماشی
خدا کنه که بی وفا نباشی
که ماتو (مهتاب) میشود نو به جانم آمده تب
به غیر از مه اگر یاری بگیری
سر شب تب کنی صبح مرده باشی
که ماتو (مهتاب) میشود نو به جانم آمده تب
به زیر ظلم ما درد نباشم
گل بوسه به رخسارت بپاشم
که ماتو (مهتاب) میشود نو به جانم آمده تب
به یک دو دانه گل نمیشه یاری
تو باغ گل به مه باید بیاری
که ماتو (مهتاب) میشود نو به جانم آمده تب
بفهمم که تو داری یار جانی
دعایت می کنم زنده نمانی
که ماتو (مهتاب) میشود نو به جانم آمده تب
بیا که رویه دم رویت بمانم
سر بالای زانویت بمانم
که ماتو (مهتاب) میشود نو به جانم آمده تب
نمی چینم گلی که خار داره دلبر
نگیرم دلبری که یار داره دلبر
دل من فدای حرف و صدای دلبر
دل من اسیر چشم سیاه دلبر
سیارم و میگردم کسی نمیدانه دردم
ظاهر شادی دارم اما اسیر دردم
دل بی تاب من هوای تو داره دلبر
بهر چشمای تو دل بی قرار دلبر
نداره این دلم از تو نشانه دلبر
بهر به تو رسیدن دل نگرانه دلبر
سیارم و میگردم کسی نمیدانه دردم
ظاهر شادی دارم اما اسیر دردم
***