گفتم بهار نیست بهارانه آمدی
گفتم بهار نیست بهارانه آمدی
شکر خدا شکر خدا مسافر من خانه آمدی
مسافر من خانه آمدی
عادی نبود رفتن تو گفته بودم من
دیوانه گشته دیدن دیوانه آمدی
آن بار بار دوش خوده ساختی مرا
این بار ناز پر شده بر شانه آمدی
گفتم بهار نیست بهارانه آمدی
گفتم بهار نیست بهارانه آمدی
شکر خدا شکر خدا مسافر من خانه آمدی
دیگر نبود گریه ی تلخ تو در …
خندیده با نگاه صمیمانه آمدی
آغوش یخ گرفته ی من باغ باغ شد
مثل هزار پنجره پروانه آمدی
گفتم بهار نیست بهارانه آمدی
گفتم بهار نیست بهارانه آمدی
شکر خدا شکر خدا مسافر من خانه آمدی
***