نه چرسی و نه بنگی نه قمارباز بچه خاله
قمار برده ای یا باخته ای باز بچه خاله نه چرسی
نه چرسی و نه بنگی نه قمارباز بچه خاله
قمار برده ای یا باخته ای باز بچه خاله نه چرسی
چطور ایستاده ای دم دان اورسی بچه خاله
قلم در دستکایت خط می نویسی بچه خاله نه چرسی
قلمت بشکند رنگش بریزد بچه خاله
که حرفی از جدایی می نویسی بچه خاله نه چرسی
نه چرسی و نه بنگی نه قمارباز بچه خاله
قمار برده ای یا باخته ای باز بچه خاله نه چرسی
به یار بی وفا صد بار نالت (لعنت) بچه خاله
نداره ذره ای مهر و محبت بچه خاله نه چرسی
به هر قریه رود یک یار گیرد بچه خاله
به یک شهر کی کند صبر و قناعت بچه خاله نه چرسی
نه چرسی و نه بنگی نه قمارباز بچه خاله
قمار برده ای یا باخته ای باز بچه خاله نه چرسی
اگر یار منی بر من وفا کن بچه خاله
سخن های مرا با دل نگاه کن بچه خاله
سخن های مرا با کس نگویی بچه خاله
اگر گویی رفیقی را رها کن بچه خاله نه چرسی
نه چرسی و نه بنگی نه قمارباز بچه خاله
قمار برده ای یا باخته ای باز بچه خاله نه چرسی
***