نوبهاران آمد و باز گل در گلشن رسید
سنبل اندر بوستان و لاله در دامن رسید
سبزه پوشید از یک دم درختان چمن
زینت و زیب عجب در کوه و در برزن رسید
دست افشان و پای کوبان در تماشای بهار
از همه جای جوان و پیر و مرد و زن رسید
…
زائرم را کو دوری خویش از لندن رسید
بعد ازین عیبی ندارد هیچ پایش جوراب
یک وجب بالاتر از زانو که از لندن رسید
وا گلم زاری زاری روی خدا ره داری
به پامیر موزیک خواندم به عیسی جان یادگاری
عیسی جان هستی جوان
پشت و پناهت وا عیسی علی شاه مردان
پیشاور از راه دور خدا بده جان جور
***