او قایتا چی قایتا بود او قایتا
قایتایی عاشقی بود وقتای کاکه گی بود
این دلک دیوانه جوان از تازگی بود
گل بوته های خانه سرشار از خانه بود
اوقایتا اوقایتا
امنیت برقرار بود امنیت تیت کود بود بین دلهای ما پر بود
درختان عکاسی پیره دار کابل بود
جوانها احمد ظاهر میشنودند.
کودکان برگ چنار میسرودند جوانها احمد ظاهر میشنودند.
چوچه ها قو قو قو قو میسرودند
ملا در مسجد بود او قايتا معلم در مکتب بود او وختا هنوز عاشقی و جوانی تمام مطلب بود او وختا
او قايتا، او قايتا
هنوز از عشق و اخلاص برکت بود در بازار
هنوز زمینهای خدا گندم میداد نه کوکنار
هنوز هنوز هنوز بهشت د نام مادران بود هنوز کنار سفره جا برای خواهران بود
قانون با هيبت بود او قايتا، رهبر با ملت بود او وختا گردن کلفت همسایه پیش روی ما پت بود او وختا
او قايتا، او قايتا
نان بی سیاست میخوردیم آب بی سیاست میخوردیم دور از سیاست پیر گشته، آدم واری میمردیم
او قايتا چی قايتا بود
او قايتا، اوقايتا
قایتای عاشقی بود، وقتهای کاکگی بود گلبته های خانه سرشار از زندگی بود
این دلکی دیوانه جوان از تازگی بود
گل بوته های خانه سرشار از خانه بود
او قايتا، او قايتا
او قايتا، او قايتا
***