من به قربان دو چشم هاتو که شد تر پری جو
تو که میخندی خدا میخنده بیشتر پری جو
من به غیر تو که هیچ کسی ندارم پری جو
جز تو حرف دلم کی کرده باور پری جو
کاشکی دوری تمام میشد
کلید غم ها گم میشد
دستا تو به دست من بود
وقتی نماز شام میشد
کاشکی تو بودی به پیشم
دلمه کمی آروم میشد
دستا تو به دست من بود
وقتی نماز شام میشد
تو که به سینه مومنی
شرع من و مولا منی
اصلا میگم چشا منی
کفر بگم خدا منی
دل مره تو بودی پری جو
فقط تو دل بخواهمی
دل شوری خود رو چیکار کنم
وقتی تو چشم به راهمی
کاشکی دوری تمام میشد
کلید غم ها گم میشد
دستا تو به دست مه بود
وقتی نماز شام میشد
کاشکی تو بودی به پیشم
دلمه کمی آروم میشد
دستا تو به دست مه بود
وقتی نماز شام میشد
***