ای برادر هرچه کشتی همان میدروی
بلال اکبری هستم به دلکم غم دارم
داغ پدر به سینه گریان و شبنم دارم
به کارایم شاد هستم به قلب خود پاک استم
از دعای مادر از سر افلاک استم
از وقتی که پدرم مرد غم به دلم گرفتم
از وقت جان کندنش دعای زیاد گرفتم
بدر رفتی ز پیشم خوشیم نیاد تنهایی
زندان گشته زندگی ز داغای جدایی
***