چه صبری خدا داده به من تا امروز
ببینم میخندی خود او تو هرروز
نشد قسمت من که تو بشی از من
بخدا تو تنها بودی تا به دیروز
کی میگه که عاشق شدن یک گناهه
کی میگه خدا جان نه اوطور نمانه
اگر رفتم از دست اگه دل بگه بس
این بود قسمت مه که کار خدای
میگم طعنه ای بخدا …
به درمان همه دردام طبیبه
اگه همه محبتا از روی جیبه
اونی که میسوزه فقط غریبه
من تورو نمیتونم کنم فراموش
دست خودم نیه دل رفته از هوش
اگه مردم بگید مرگ مه درد داشتم
مه حرف دلمه کسی نداد گوش
مه به امید تو زندام
تو نباشی من نیوم
بخدا باور بکن حتی نمیفهمم کیوم
نمیفهمم کیوم
تلاش کن بلکه تو بتونی
دوباره درد گم بکنی
یکم دلت کنی بری تنهام بکنی
ترکم بکنی ترکم بکنی
کی میگه که عاشق شدن یک گناهه
کی میگه خدا جان نه اوطور نمانه
اگه رفتم از دست اگه دل بگه بس
این بود قسمت مه که کار خدای
من تورو نمیتونم کنم فراموش
دستم خودم نیه دل رفته از هوش
اگه مردم بگید مرگ مه درد داشتم
مه حرف دلمه کسی نداد گوش
کسی نداد گوش