رخ تو رخ تو رخ تو چارقته چشمای تو را صدقه شوم
تو از آن تو از آن تو از آن لبای مره بوسه بدی تازه شوم
مکجا مکجا مکجا ازنه تو بیافوم که قدش باجه شوم
حالا من میرم به دنبالش
جیگر جانمی سوختم در غم حجرانش
بوله جانمی سوختم در غم حجرانش
هر دو چشمانت بود خراج یک پادشاهی
…
مکجا مکجا مکجا آقایته بیافوم بگیروم آشنایی
حالا من میرم به ارمانش
حاجی جانمی سوختم در غم حجرانش
نفس جانمی سوختم در غم حجرانش
یارکم یارکم یارکم بالا بلند قلاچ قلاچ موی داره
میزنه میزنه میزنه مشکی علم خوش لب و خوش روی داره
چیکنم چیکنم چیکنم چاره ندارم که گلم شوی داره
حالا من میرم به دنبالش
… جانمی سوختم در غم حجرانش
… جانمی سوختم در غم حجرانش
لبت از قند کده شیرین و زبانت شکر است
ازمی ازمی ازمی روی سفید بوسه کردن میمانی؟
حالا من میرم به ارمانت
شیرین جانمی سوختم در غم حجرانش
نفس جانمی سوختم در غم حجرانش
سر چارپای بلند گوشک الوان پرتوم
سرت عاشق شدم و جای مه د کاهدان پرتوم
من چطور من چطور من چطور در نگیرم از غم چهارده ساله
سرت عاشق شدم بروم در بالا خانه
سرت عاشق شدم
گل نسرینم اول دختر بود بعد به قول خود برابر بود
حالا شوی کرده خانه دار شده به گمانم از من بیزار شده
حالا شوی کرده اولاد دار شده به گمانم از من بیزار شده
رخ تو رخ تو رخ تو چارقته چشمای تو را صدقه شوم
تو از آن تو از آن تو از آن لبای مره بوسه بدی تازه شوم
مکجا مکجا مکجا ازنه تو بیافوم قدش باجه شوم
حالا من میرم به دنبالش
جیگر جانمی سوختم در غم حجرانش
جیگر جانمی سوختم در غم حجرانش
از اول از اول از اول بوسه را دادی مره آموخته کردی
حالا راستشو بگو برای چی پشیمان هستی
من چطور من چطور من چطور در نگیرم از غم چهارده ساله
سرت عاشق شدم و برم در بالاخانه
سرت عاشق شدم
یارکم یارکم یارکم قد رسا قامت دلجو داره
خال خوش رنگ و سیاه میان ابرو داره
هر چه بگویم ز قشنگیش همه شه او داره
خوردم در جیگرم یار جان
خوردم در جیگرم یار جان
سوختم در غم حجرانش
جیگر جانمی سوختم در غم حجرانش
قد سروت الهی خم نبینه دیگر نمیام به محله
دل شادت الهی غم نبینه دیگر نمیام به محله
ستم هایی که از دستت کشیدم دیگر نمیام به محله
وکیل جان در جهان دیگر آدم نبینه دیگر نمیام به محله
محله سنگ تراشان
مرا کردی پریشان
دیگه نمیام به محله
مرا کردی پریشان
دیگه نمیام به محله
رفیق بی وفا به مثل منگ است
میشینه گل سر زانوی هر کس دیگر نمیام به محله
من گفتم که تنها یار من باشی دیگر نمیام به محله
مگر دکان نعل بندی به هر کس
محله سنگ تراشان
دیگر نمیام به محله
مرا کردی پریشان
قدت به چوب تر می مانه یار جان
میکده پیاله گل گل قد ناله
لبت بالای شکر میمانه یار جان
میکده پیاله گل گل قد ناله
دل دلم بناله میکده پیاله
دل دلم بناله میکده پیاله
سر راهت بشینه مروارید می میکده پیاله گل گل لاله
بده دستمال دستت مروارید
بده دستمال دستت را نشانی
به گردن میکنی تو مروارید
دل دلم شکستی
***