0:00 0:00

دلدار به من گفت تو چرا غمگینی جان ای
در بند کدام دلبرک شیرینی جان ای
برگشتم و آیینه به دستش دادم
گفتم که در آیینه که را می بینی جان ای
دلبرک دو روزه دروغکات بسوزه
تو دست مرا بگیر و من دامن تو جان ای
جایی برویم هر دو بیمار شویم
تو از غم بی کسی و من از غم تو جان ای