
آمدی چون هدیه ی خدا چون روشنی ماه در زندگی تنها
با تو هیچ غمی نیست مرا بی تو ام آهنگ و آوازی بی صدا
هرگز تو را به کس نمیدهم ای عشق ای آشنا
من کاملم با مهر تو، تو هستی هدیه ای از خدا
جای روشنی آفتاب صبح روی تو را به بر کنم
جای الماس شب های تار با مشک زلف تو سحر کنم
جای ستاره های آسمان به چشم زیبای تو نظر کنم
هرگز تو را به کس نمیدهم ای عشق ای آشنا
من کاملم با مهر تو، تو هستی هدیه ای از خدا
تو استی هم غم و هم شادی ام
عشق تو قید و هم آزادی ام
می تراوی تو در نهان من
لبریز مهر تو عیان من
دوست دارم تو را بی انتها
هرگز نخواهم شوی از من جدا
آمدی چون هدیه ای خدا چون روشنی ماه در زندگی تنها
با تو هیچ غمی نیست مرا بی تو ام آهنگ و آوازی بی صدا
هرگز تو را به کس نمیدهم ای عشق ای آشنا
من کاملم با مهر تو، تو هستی هدیه ای از خدا