0:00 0:00

من دل به کسی جز تو به آسان ندهم
چیزی که گران خریدم ارزان ندهم
صد جان بدهم در آرزوی دل خویش
آن دل که تورا خواست به صد جان ندهم
حالا که بهارم نگذشته است بیا
حالا که خمارم نشکسته است بیا
هر کس به طریقی دل ما می شکند
بیگانه جدا دوست جدا می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
از دوست بپرسید چرا می شکند
حالا که بهارم نگذشته است بیا
حالا که خمارم نشکسته است بیا
پس قافیه ی تو را خبر خواهم کرد
آن را به دو بند مختصر خواهم کرد
با عشق تو در خاک فرو خواهم شد
با مهر تو سر ز خاک بر خواهم کرد
حالا که بهارم نگذشته است بیا
حالا که خمارم نشکسته است بیا