
همه غم هایت به دلم کم بود
حالی عادت شده ای نور دو چشمانم
جوانی رفت به یاد رویت
ای فدایت همه هستی مه ای جانم
آخر به این ارمان بمیرم
ای خدا کم کنی تو دیده ی گریانم
ای خدا کم کنی تو دیده ی بریانم
عاشقی میگی که آسان است
آسانش هم به خدا درد بی درمان است
عاشقی گفتنش آسان است
ولی دل دادن آخرش غم پنهان است
آخر به این ارمان بمیرم
ای خدا کم کنی تو دیده ی گریانم