
عید رمضان گذشت آمد شبی
هر کس نمکی نعمتی از … چشید
از بس که قلو بود به خانه همه کسی
به همین مفتون روزه دار هیچ چیزی نرسید
کرده ای تو رنگ و رنگ ، رنگ و رنگ
شیشته ای دم روی سنگ روز سنگ
میزنی دو تار و چنگ دو تار و چنگ
میبری از سینه زنگ از سینه زنگ
ای دلبر شیرین ما میکنی جور و جفا
رفتی ز پیشم چرا از صنم بی وفا
…
کرده ای تو رنگ و رنگ، رنگ و رنگ
شیشته ای دم روی سنگ
میزنی دوتار و چنگ
میبری از سینه زنگ از سینه زنگ
الا مثل تو جانانه نیست
میزنی دو تار و چنگ دو تار و چنگ
میبری از سینه زنگ از سینه زنگ
الا مثل تو جانانه نیست
ای دلبر شیرین ما میکنی جور و جفا
رفتی ز پیشم چرا از صنم بی وفا
مثل تو جانانه نیست مثل تو جانانه نیست
کرده ای تو رنگ و رنگ، رنگ و رنگ
شیشته ای دم روی سنگ
میزنی دوتار و چنگ
میبری از سینه زنگ از سینه زنگ
الا مثل تو جانانه نیست
ای دلبر شیرین ما میکنی جور و جفا
رفتی ز پیشم چرا ای صنم بی وفا
مثل تو جانانه نیست مثل تو جانانه نیست