
شبهای دراز ناله دارد دل من
از جور و جفایت گله دارد دل من
گفتم همه جا فغان و فریاد کنم
زهر غم در پیاله دارد دل من
گفتم همه جا فغان و فریاد کنم
زهر غم در پیاله دارد دل من
اگر بباشدم دلبر نباشد به عشق و عاشقی باور نباشد
چی خواهد کرد آدم روی دنیا
سیابختی ازین دیگر نباشد
چی خواهد کرد آدم روی دنیا
سیابختی ازین دیگر نباشد
شبهای دراز ناله دارد دل من
از جور و جفایت گله دارد دل من
گفتم همه جا فغان و فریاد کنم
زهر غم در پیاله دارد دل من
جدایی آمده پشت در من
غم تو جا گرفته در بر من
دلم را می دهد آزار بسیار
به ولا دوریت ای دلبر من
دلم را می دهد آزار بسیار
به ولا دوریت ای دلبر من
شبهای دراز ناله دارد دل من
از جور و جفایت گله دارد دل من
گفتم همه جا فغان و فریاد کنم
***