
به دو چشمان سیاهت صنما مره دیدی به نگاهت یارما
ای لب دریا تو را دیده روم منه بیچاره تو را دیده روم
یارکم آمد ای رفیق جان آمد
یارکم به زیر دالان است ارمان ارمان
دوک چادر زیر دندان است ارمان ارمان
جیگرم کباب بریان است ارمان ارمان
یارکم آمد ای جیگر جان آمد
محفل شما امشب چراغان است
یار شیرین آمده مهمان
وای عجب رسم زمانه شده
پهلوی یار شیشته نمیمانه
مه د پیش تو زاری کنوم
اته و ابه تو مه راضی کنوم
اکه و ابه تو راضی نموشه
یک عریضه به پیش قاضی کنوم
***