
تاجیک بچه ای قاشای پیوند داری
چشمان خمار آهو مانند داری
ای مه صدقه شوم مولا و اجداد توره
حسنی به کمال لبان چون قند داری
گل خار داشت مه ندانستم
گل خار داشت مه ندانستم
شیرین یارکم یار داشت مه ندانستم
بیمار سر گلزار داشت مه ندانستم
با رقیب من کار داشت مه ندانستم
او مه صدقه و مه صدقه و مه صدقه تو
او مه صدقه دمو قاشای پیوسته تو
از یارم جدا شدم ای بخشکی تو
خاک در سر عاشقی دو روزه ی تو
گل خار داشت مه ندانستم
گل خار داشت مه ندانستم
شیرین یارکم یار داشت مه ندانستم
بیمار سر گلزار داشت مه ندانستم
با رقیب من کار داشت مه ندانستم