
نامکش هست فاطمه من خیلی دوستش دارم
او رفته به بامیان احوالشه ندارم
جان رفتی ز پیشم تو دخت نوربندی
دلکم به تو بند است که تو با کی بندی
نامکش هست فاطمه من خیلی دوستش دارم
او رفته به بامیان احوالشه ندارم
جان رفتی ز پیشم تو دخت نوربندی
دلکم به تو بند است که تو با کی بندی
جان منی جان من
کی میشی مهمان من
از بامیان بیا تو کابل جان به خانه من
مهربان و خوش جمالی دختر هزاره
کل دنیا کل دنیا مثل تو نداره
نامکش هست فاطمه من خیلی دوستش دارم
او رفته به بامیان احوالشه ندارم
جان رفتی ز پیشم تو دخت نوربندی
دلکم به تو بند است که تو با کی بندی