
میگن پاریس عروس دنیاست
ولی کابل بهر من زیباست
یک کلبه ی کاگلی دارم به وطن
دنیا به گردش نرسه ای هموطن
کابل خندان ببنیم به دردش درمان ببینم
کوچه و پس کوچه ها ره پر از دختران ببینم
نگو که غم ندارم مثل تو بی قرارم
همو به تو هموطن پیام تازه دارم
بگذره این سیاهی نمانه این تباهی
میایه یک روز روشن بخواهی یا نخواهی
دیو و ددش گم شوه بدون گژدم شوه
وطن دوباره لانه ی مردم شوه
دوباره دخترانش سالخورده و جوانش
بخندن و ببارد خوشی از آسمانش