
مگر ای بهتر از جان امشب از من بهتری دیدی
که رخ تابیدی و درمان به چشم دیگری دیدی
ز اشک من چی میدانی گرانی های دردم را
ز طوفان شبنمی دیدی ز دریا گوهری دیدی
مرا مانده است عقل خشک و …
بسوز ای آتش غم هر کجا خشک و تری …
مگر ای بهتر از جان امشب از من بهتری دیدی
که رخ تابیدی و درمان به چشم دیگری دیدی
ز عاشق یاد کن وز نام او در دفتر عالم
اگر مرگی گلی خشکی میان دفتری دیدی
مگر ای بهتر از جان امشب از من بهتری دیدی
که رخ تابیدی و درمان به چشم دیگری دیدی